نمی دانم آغاز این ترانه
بر کدام گلبرگ نوشته شده بود
و پایانش در کجای این خاک منتظر گم خواهد شد
فقط می دانم که من در میانه آمدم
بر خشتی خام و بی آینه دارم نام تو را می نویسم
و من از تو تنها نامت را میدانم
که در آن تکرار میشوم
و در تکرار آن به جایی نمی رسم.
راستی رسیدن یعنی چه؟
آیا این خشت خود آینه دار پنهان من نبود ؟!
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۲/۱۰ ساعت 14 توسط
|