نمی دانم آغاز این ترانه

بر کدام گلبرگ نوشته شده بود

و پایانش در کجای این خاک منتظر گم خواهد شد

فقط می دانم که من در میانه آمدم

بر خشتی خام و بی آینه دارم نام تو را می نویسم

و من از تو تنها نامت را میدانم

که در آن تکرار میشوم

و در تکرار آن به جایی نمی رسم.

راستی رسیدن یعنی چه؟

آیا این خشت خود آینه دار پنهان من نبود ؟!