شعر از ما

تفسيرش از شما

ديگر دلتنگ نباشيد.

يا

آبي اش از ما

آسمانش از شما

يا اصلا اگر نمي خواهيد

دل از شما

دل بستگي از ما.

هيچ مهر و شناسنامه اي

ما را وصل نمي كند،

الا همين ماه هفت كه بي تاب است

و ما كه

تنها هستيم و شاعر ...

 

 

 

 

تو نيستي

پس من چرا

اين طور بي خودي

در چشم هاي تو

زل زده ام؟!

 

 

 

 

براي من كمي از دست هايت را بفرست

 

حالم بد است

ديوارها تعادل شان را از دست داده اند

هميشه فرصت افتادن هست

فرصت در خاك غلتيدن ،مردن..

 

هميشه فزصت كمي از دست هاي تو اما

براي من چقدر كم است..

 

 

 

سوختن در اين تمناي محال ابلهانه است!

دستم را بگير!

در كوچه هاي همين ديو و دد بگردانم

ملول؟!

نيستم.

اما بيا...